سيد محمد دامادى
197
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
رقعهيى بر آن گذارد . . . . امّا معنى آن كه بيشترين جامههاء ايشان كبود باشد ، يكى آنست كه اصل طريقت ايشان بر سياحت و سفر نهادهاند و جامهء سفيد اندر سفر بر حال خود نماند و شستن وى دشوار باشد و هر كسى بدان طمع كند . و ديگر آنك كبود پوشيدن ، شعار أصحاب فوات و مصيباتست و جامهء اندهگنان . و دنيا ، دار محنت است و ويرانهء مصيبت . . . چون مقصود دل اندر دنيا حاصل نديدند ، كبود اندر پوشيدند و بر سوگ وصال فرو نشستند . . . يكى بر موت عزيزى كبودى پوشيد و يكى بر فوت مقصود . امّا پوشيدن آن مرد و گروه را راست آيد : يكى منقطعان دنيا را و ديگر مشتاقان حضرت مولا را . . مشايخ چون مريدى به حكم تبرّك ، تعلّق بديشان كند مرو را به سه سال اندر سه معنى ، ادب كند : يكسال به خدمت خلق ، و ديگر سال به خدمت حقّ ، و سديگر سال ، به مراعات دل خود . ، . چون اين سه شرط اندر مريد حاصل شد ، پوشيدن مرقّعه ، مريد را بتحقيق دون تقليد - مسلّم باشد . امّا آن پوشيده ( پوشاننده ) كه مريد را مرقّعه پوشد ، بايدكى مستقيم الحال بود و ذوق أحوال ، چشيده و مشرب أعمال يافته و قهر جلال و لطف جمال ديده . . . پس مرقّعه سمت صالحان و علامت نيكان و لباس فقرا و متصوّف است . . . » [ كشف المحجوب باب مرقّعه داشتن ( لبس المرقّعات » صص 49 تا 65 ] « شهاب الدّين سهروردى » باب دوازدهم كتاب « عوارف المعارف » را « فى شرح خرقة الصوفية » ناميده و « ملا حسين واعظ كاشفى سبزوارى » در كتاب « فتوّتنامهء سلطانى » دربارهء « خرقه » در باب چهارم بتفصيل سخن رانده است و در مقدّمهء « مقالات شمس تبريزى » صص 37 و 38 نيز دربارهء خرقهء بحث و سخن رفته است . [ مقالات شمس چاپ آقاى محمّد على موحّد ]